بنام خدا

 

امروز به عنوان یه هدیه، کتابی رو بهتون معرفی می کنیم از انتشارات مهر نامگ با عنوان : راهنمای زبان فارسی باستان ( دستور زبان ، گزیده متون ، واژه نامه ) نوشته : دکتر چنگیز مولایی. 

این کتاب دارای یک مقدمه و سه بخش به شرح زیر است :

در مقدمه، به تفصیل ، درباره زبان فارسی باستان و مسائل مربوط به خط و نظام کتابتی آن بحث شده است .

در بخش اول ، دستور زبان فارسی باستان مطابق اصول و روش متعارف زبان شناسی تاریخی – تطبیقی تالیف شده و ساخت های مختلف دستوری در هر مورد با ساخت های همسان و مشابه خود در زبان های اوستایی و سنسکریت ، با امعان نظر ، به صورت اصلی آن در هندواروپایی ، مقایسه شده است .

در بخش دوم ، گزیده ای از متون فارسی باستان مشتمل بر متن کامل پنج کتیبه آمده ، در گزینش این متن ها بیشتر ، نیاز دانشجویان کارشناسی ارشد رشته فرهنگ و زبان های باستانی و به تبع آن گنجاندن سرفصل درس مقدماتی « زبان فارسی باستان »‌ مورد نظر بود . در حرف نویسی و آوا نویسی از روش رولاند کنت به لحاظ سادگی در امر آموزش فارسی باستان پیروی شده است .....


 

در بخش سوم ، واژه نامه جامع فارسی باستان اختصاص یافته ، در این بخش ، ذیل هر مدخل ، پس از ذکر معانی لغات و مشخصات دستوری لازم ، درباره ریشه و وجه اشتقاق واژه ها ، با مراجعه به تعابیر و آرای دانشمندان بحث شده و گونه بازساخته آنها در هندواروپایی ،‌ معادلشان در زبان های اوستایی و سنسکریت و بازمانده آنها در زبان های ایرانی میانه و فارسی دری آمده است .و . . .

در خاتمه کتاب ، فهرستی از لغات فارسی دری به ترتیب الفبایی تنظیم یافته و در مقابل هر لغت ، شماره صفحه یا صفحه هایی که واژه در آن مورد بحث شده قرار گرفته است .


 

 

نحوه رمز گشایی خط میخی فارسی باستان


خط میخی فارسی باستان پس از انقراض دولت هخامنشی از رواج افتاد و خواندن آن فراموش شد ؛ تا اینکه ، اخبار و گزارش هایی که جهانگردان و سیاحان اروپایی از اوایل قرن هفدهم میلادی به این سوی ، به هنگام سیر و سیاحت در شرق و بازدید از ویرانه های تخت جمشید ، فراهم کرده بودند ، توجه دانشمندان اروپایی را به آن جلب نمود . در قرن هجدهم میلادی ،چندین کتیبه به خط میخی فارسی باستان در اروپا منتشر شد ، از آن جمله است رونوشت کامل یکی از کتیبههای داریوش در تخت جمشید ( DPC ) که ، شاردن Chardin جهانگرد معروف فرانسوی ، در سال 1711 ، آن  را منتشر کرد ؛ همچنین کتیبه ای از خشایارشا بر روی گلدانی از سنگ مرمر که کنت کایلوس Count Caylus ، در سال 1762 ، گزارشی درباره آن به محافل علمی آن روزگار ارائه نمود .

در سال 1765 ، کارستن نیبور Carsten Niebuhr رونوشتهای دقیقتری از کتیبه سه زبانی تخت جمشید تهیه کرد و پس از بازگشت از شیراز ، در سال 1778 ، به انتشار آن پرداخت . نیبور از بررسی این اسناد به خوبی دریافت که ، کتیبه ها از چپ به راست و به سه گونه نظام خطی کاملا متفاوت از هم نوشته شده اند . چند صباحی بعد ؛ در سال 1798 م ؛ اولاف گرهارد تیخسن Olav Gerhard Tychsen پی برد که این سه نظام خطی متفاوت در کتیبه ها ، در حقیقت ، مبین سه زبان مختلف هستند و نشانه میخ مانند موربی که در ساده ترین نوع این سه شیوه کتابت به طور منظم پس از چند علامت تکرار می شود ، ظاهرا نشانه مقسم کلمات بوده است . اما او ، به اشتباه ، این کتیبه ها را متعلق به دوره اشکانیان دانست . در سال 1802 م ؛ فردریش مونتر Friedrich Munter مستقل از تیخسن ، علامت واژه جداکن را در این کتیبه ها تشخیص داد و تصور کرد که ، گروهی از نشانه هایی که در این سنگ نبشتهها بیشتر از نشانه های دیگر تکرار می شود ، احتمالا بر مفهوم « شاه » و « شاه شاهان » دلالت  می کند . او از روی برخی از قراین احتمال داد که کتیبهها متعلق به دوره هخامنشی هستند . علیرغم مساعی مستمر این دانشمندان و چند تن دیگر ، هنوز پیشرفت واقعی در گشودن رموز خط میخی فارسی باستان حاصل نشده بود ، تا اینکه گئورگ فردریش گروتفند Georg Friedrich Grotefend آلمانی ، در سال 1802 ، به این کار همت گماشت .

گروتفند کار خود را با تطبیق و مقابله دو کتیبه از تخت جمشید ( کتیبه های DPA و XPE ) شروع کرد و دیری نگذشت که به موفقیتی چشمگیر دست یافت . او نیز ، تصور کرد که  کتیبه ها به سه شیوه خطی متفاوت نوشته شده اند ، میخ مورب در آنها علامت یا نشانه واژه جداکن است ؛ کتیبه ها به پادشاهان هخامنشی تعلق دارند و اساسا حاوی اسامی و القاب این پادشاهان اند ، و زبان ساده ترین نوع این نبشته ها – که در اصل به فارسی باستان بود -  شبیه و همانند زبان اوستایی است .

او همچنین ، احتمال داد که القاب و عناوین پادشاهان هخامنشی مشابه القاب پادشاهان ساسانی است و القاب  پادشاهان اخیر در ا« زمان  ، توسط سیلوستر دوساسی Silvestre de sacy به این صورت معلوم شده بود : « X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ایران و انیران ، پسر Y شاه بزرگ »

پیش از ذکر  جزئیات مربوط به نحوه کار گروتفند ، برای سهولت مقایسه ، آوانوشت دو کتیبه ای که اساس کار او در رمز گشایی خط میخی فارسی باستان بود ، در ذیل ارائه می شود :

 

کتیبه خشایارشا XPa

 

کتیبه داریوش DPa

xsayArsA

DArayavauS

xSAya"iya  vazarka

xSAya"iya  vazarka

xSAya"iya   xSAya"iyAnAm

xSAya"iya   xSAya"iyAnAm

DArayavauxSAya"iyahyA

viStAspahyA

Puca   HaxAmaniSiya

Puca   HaxAmaniSiya

 

( haya imAm tacaram akuanuS )

 

 

 

گروتفند به روشنی دریافت که در این دو کتیبه گروهی از نمادها عینا تکرار می شود و گروهی دیگر با هم تفاوت دارد . بنابراین ؛ نتیجه گرفت که کتیبه ها متعلق به دو پادشاه هستند ؛ گروهی از نشانه هایی کهعینا یا با جزئی اختلاف تکرار می شود ، معرف کلمه « شاه » است و گروهی که با هم تفاوت دارد ، بر اسامی این دو شاه دلالت می کند . بر پایه این استدلال و نیز ، بر اساس الگوی یاد شده کتیبههای ساسانی ، او از این دو نبشته ، کتیبه دوم ، یعنی کتیبه خشایارشا را ، موقتا ، به صورت زیر ترجمه کرد :

 

« X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، Y شاه را پسر ، هخامنشی »

 

ترجمه « Y شاه را پسر » بر اساس این تصور بود که واژه Y در سنگ نوشته اول ، نخستین کلمه ای بود که کتیبه با آن شروع می شد و به نظر می رسید نام پادشاهی باشد که کتیبه به نام او نوشته شده است ، اما همین نام در کتیبه دوم در جایگاهی پس از عنوان « شاه شاهان » با یک لاحقه اضافی به کار رفته بود . به همین دلیل ، او تصور کرد که این واژه از طریق همین لاحقه اضافی با واژه بعدی ، که مفهوم « پسر » داشت ، ارتباط یافته است .

علاوه بر این ، گروتفند متوجه شد نامی که کتیبه اول با آن آغاز می شود ، در کتیبه دوم در جایگاه نام پدر  « X شاه  » قرار گرفته است . از سوی دیگر ، در کتیبه دوم پس از نام پدر کلمه شاه به کار رفته ، در حالی که در کتیبه اول پس از نام پدر ، این کلمه استعمال نشده بود . از این امر او نتیجه گرفت که ، این دو کتیبه متعلق به پدر و پسری است که هر دو شاه بودند ، اما پدربزرگ پسر ، شاه نبود . بنابراین ، او در فهرست شاهان هخامنشی که از روی منابع یونانی به دست آمده بود ، به دنبال نام پدر و پسری گشت که دارای مشخصات فوق باشند .

در میان پادشاهان هخامنشی ، نام کوروش و کمبوجیه از یک سو ، و نام داریوش  و خشایارشا از دیگر سو ، می توانست مشمول این احتمال باشد . از این اسامی ، گروتفند نام کوروش و کمبوجیه را کنار گذاشت ؛ چون تصور می کرد این دو نام باید با حروف یکسانی شروع شوند ، در حالی که اسامی مذکور در کتیبه ها با دو حرف مختلف شروع شده ودند . البته ، در اینجا یک تصادف محض به یاری او شتافت ؛ چون نام کوروش و کمبوجیه در خط فارسی باستان بنا به پاره ای از دلایل کتابتی با دو حرف مختلف شروع می شوند .

به هر حال ، مجموع این دلایل گروتفند را به این عقیده رهنمون گشت که نویسنده کتیبه دوم باید خشایارشا باشد و نویسنده کتیبه اول پدرش ، داریوش ، که پدر او گشتاسب ( ویشتاسپ ) عنوان شاه نداشت . مرحله بعدی ، تعیین ارزش آوایی این علایم به عبارت دیگر تلفظ پارسی باستان این اسامی بود . در این مورد ، گروتفند به صورت این اسامی در متون متاخر ایرانی توجه کرد و ارزش آوایی کلمات مورد بحث را به صورت زیر مشخص نمود :

 

گونه صحیح اسامی در کتیبه ها

 

تلفظ پیش نهادی گروتفند

V - i - s - T - a - S p

g-o-sch-t-a-s-p

D - A - R - Y - V - U - s

d-a-r-h-e-u-sch

X - s - Y - A - R - S - A

Kh-sch-h-a-r-sch-a

 

بدین ترتیب ، گروتفند توانست ارزش آوایی 15 نشانه از حروف خط میخی فارسی باستان را معین کند . البته ، بعدها ، معلوم شد که از این 15 حرف ، فقط ارزش آوایی 10 حرف صحیح بوده است . علاوه بر سه نام یاد شده ، لغات « بزرگ » و « شاه » تنها کلماتی بودند که گرتفند به درستی آنها را  تشخیص داد و بعدها ، در سال 1815 ، نام کوروش را در کتیبه مرغاب CMA شناسایی کرد .

پس از تلاش های گروتفند ، به دنبال یک وقفه نسبتا طولانی ، در امر رمز گشایی ، خط میخی فارسی باستان  ، دانشمندان دگرباره ، به این کار اهتمام ورزیدند . در سال 1826 م ؛ راسموس راسک R. Rask دانمارکی در عبارت « شاه شاهان » لاحقه اضافی جمع را شناسایی کرد . در سال 1836 م ؛ اوژن بورنوف O. Burnouf اوستا شناس فرانسوی توانست ارزش آوایی تعداد زیادی از حروف فارسی باستان را در یکی از کتیبه ها مشخص کند . او در سال 1839 ، پی برد که تعدادی از صامت های متصل به مصوت a را شناسایی کرد . او در سال 1839 ، پی برد که تعدادی از صامت ها فقط پیش از مصوت i و تعدادی دیگر پیش از مصوت u به کار می روند ؛ در سال 1846 ، راولینسون H. Rawlinson و هینکس Hinks ؛ در سال 1847 ، اوپرت Oppert هر یک مستقل از دیگری دریافتند که این صامتها هر کدام  یک مصوت i یا u به همراه دارند .

اوپرت همچنین ، ساخت آواگروه های  ai و au را در کتیبه های فارسی باستان روشن کرد و ، یادآوری نمود که صامت های غنه m و n در خط فارسی باستان پیش از واج های انسدادی به کتابت در نمی آیند . بدین تریتیب ، رمز خواندن خط میخی فارسی باستان گشوده شد و نهایتا ، راه برای خواندن خطوط میخی دیگر و به تبع آن دستیابی به ادبیات غنی بین النهرین هموار گشت .


جهت تهیه این کتاب، مشخصات اون رو در زیر می نویسم تا علاوه بر مطالعه اون، حمایتی هم از ناشر و نویسنده اون صورت گرفته باشه تا باز هم شاهد چاپ کتاب هایی با این مضمون باشیم.


درباره تاریخچه رمزگشایی خط میخی فارسی باستان

R.G.Kent , old Persian , Grammer , Texts , Lexicon , New Haven 1953 , pp . 10 seq.

 

دکتر چنگیز مولایی ، راهنمای زبان فارسی باستان ( دستور زبان ، گزیده متون ، واژه نامه ) ، نشر مهر نامگ ، قیمت 3000 تومان


منبع : ناصر حاجلو