خزر نام مناسبی برای دریای شمال نیست، هیرکان یا کاسپی

دکتر عنایت الله رضا در 18خرداد 1299 در خانواده ای روحانی که از دیرباز در گیلان صاحب نفوذ بودند، در رشت دیده به جهان گشود. نام خانوادگی او منسوب به حاجی آقا رضاست که از مجتهدین عالیقدر گیلان بوده است.
دکتر عنایت الله رضا تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهرهای رشت و تهران گذراند و در 1316 خورشیدی دیپلم متوسطه خود را در رشته ادبیات از دبیرستان دارالفنون اخذ کرد و سپس در همان سال در دانشکده افسری ثبت نام کرد و در سال 1318 به جرگه افسران ارتش ایران پیوست. پس از پایان رساندن دانشکده افسری در نیروی هوایی ارتش پذیرفته شد ودر آنجا دوره خلبانی هواپیماهای جنگی را گذراند. در همین دوره بود که فعالیتهای سیاسی خود را آغاز کرد و به سبب همین فعالیتهای سیاسی در 1325 خورشیدی به تبعیدی ناخواسته رفت که حدود 20 سال به طول انجامید.
او در این دوره تبعید، نخست در دانشکده حزبی شهر باکو موفق به اخذ مدرک لیسانس شد و پس از آن در آزمون دکترای رشته فلسفه دانشگاه دولتی «اندیشه های کسروی» به راهنمایی پرفسور ماکاولسکی از استادان بزرگ فلسفه در اتحاد جماهیر شوروی با درجه عالی دفاع کرد.
او سرانجام در1347 به ایران بازگشت و در کتابخانه پهلوی که در آن زمان یکی از مراکز ایران شناسی بود، به کار مشغول شد و سپس برای تدریس در مراکز دانشگاهی به همکاری دعوت شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کنار تدریس در دانشگاه ها به عنوان مشاور عالی علمی در پژوهشگاه علوم انسانی و سپس در سال 1365 در مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی به عنوان مدیر بخش جغرافیا و عضو شورای عالی علمی به همکاری پرداخت که این همکاری تا پایان عمر ادامه یافت.

کتابهای ترجمه شده دکتر عنایت الله رضا به شرح ذیل است:

  • اورارتو
  • تمدن ایران ساسانی/ نوشته لوکونین تهران 1350
  • طبقه جدید تحلیلی از تحول جامعه کمونیست/ نوشته میلوان جیلاس
  • اسرار مرگ استالین/ نوشته آوتور خانوف
  • به زمامداران شوروی/ نوشته سولژنیتسین
  • منابع کمونیسم روسی و مفهوم آن/ نوشته نیکلای الکساندرویچ بردیایف تهران 1360
  • نیکتا خروشچف سالهای حاکمیت به ضمیمه متن کامل گزارش خروشچف در جلسه سری کنگره بدیستم شوروی 1362
  • گفتگو با استالین/ نوشته میلوان جیلاس
  • سیزده روزی که کرملین را لرزاند (انقلاب مجارستان)/ نوشته تیبور مرای
  • خاطرات بوریس باژانف رئیس دبیرخانه دفتر سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی
  • تاریخ سری جنایتهای استالین/ نوشته آرلف تهران 1366
  • شهرهای ایران در دوران پارتیان وساسانیان/ نوشته پیگولوسکایا
  • اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران در سده های 4-6 میلادی/ نوشته پیگولوسکایا


کتابهای تألیف شده

1 - آذربایجان واران ( آلبانیای قفقاز)،تهران، 1360
2 - ایران از دوران باستان تا آغاز عهد مغول، تهران، 1380
3- کمونیسم و دموکراسی، تهران، 1353
4 - مارکسیسم و ماجرای بیگانگی انسان، تهران
5 - ایران و ترکان در روزگار ساسانیان، تهران، 1365 ش
6 - کمونیسم اروپایی

- دارای بیش از 120مقاله در دائره المعارف بزرگ اسلامی
- بیش از 60 مقاله در مجلات و نشریات خارج از مرکر دائره المعارف
- 10 مقاله ترجمه شده توسط دکتر رضا در مجلات و نشریات مختلف .
 
یکی از آخرین کتاب های او که در سال 1388 منتشر شد، «نام دریای شمال ایران» بود. وی در این کتاب درباره پیشینه این دریا و نام‌های مختلف آن مباحثی را مطرح می‌کند که یکی از آنها نام «هیرکان» است. وی به نقل از هکاتیوس میلتی Hekataios Miletos (مورخ یونانی 480 پیش از میلاد) نام دریای شمال ایران را «هیرکان» و «کاسپی» ذکر می‌کند و دلیل آن را زندگی هیرکانیان در جنوب و مشرق و قوم کاسپی در جنوب و مغرب این دریا ذکر می‌کند.
زنده یاد دکتر عنایت ا... رضا، در مصاحبه ای ضمن مخالفت با نام «خزر» برای دریای شمال ایران می‌گوید: بر اساس مطالعات و تحقیقاتی که من کرده ام به این نتیجه دست یافته ام که دو نام از نظر تاریخی بسیار مطرح بوده است: یکی دریای هیرکان و دریای کاسپی.

گفت و گو با دکتر عنایت ا... رضا را بخوانید .


آیا برای نوشتن این کتاب دغدغه‌ای هم در ذهن شما مطرح بود؟
به‌ طور کلی من در مورد قوم «خزر» تحقیقاتی می‌کردم. می‌خواستم مقاله‌ای برای دایره‌المعارف بنویسم. در حین این مطالعات به این سوال رسیدم که معنای آن را بیابم. رفتم به دنبال یافتن ریشه نام‌های مختلفی که مطرح است. در این بین متوجه مسائلی شدم. اقوامی که در اطراف این دریا زندگی می‌کردند، به علت محدود بودن ارتباطات و عدم شناخت جغرافیایی از جهان و محیط اطراف خود، نام این دریا را به نام خود و مردم قوم خود نامیدند. از این رو این دریا نیز مانند هر دریای دیگری به نام‌های متعددی معروف شد؛ حتی مردمی که در جغرافیا‌های بسیار کوچکی زندگی می‌کردند نیز نام خود را بر دریا گذاشته‌اند، از این رو نام‌هایی همچون «دریای رودسر»، «دریای چمخاله» و «دریای بادکوبه» و «دریای هشترخان» هم به آن گفته‌اند. در حالی که در کنار این نام‌ها، نام‌هایی همچون «دریای گیلان»، «دریای طبرستان»، «دریای دیلم»، «دریای هیرکان» و... هم مطرح بود. آیا این درست است. ما بر چه اساسی باید اسمی را قبول و دیگری را رد می‌کردیم. یکی از راه‌ها رجوع به تاریخ است. می‌توانیم از نظر تاریخی ببینیم عمده‌ترین نام از نظر تاریخی چه بود. بر اساس مطالعات و تحقیقاتی که من کرده‌ام به این نتیجه دست یافته‌ام که دو نام از نظر تاریخی بسیار مطرح بود؛ یکی «دریای هیرکان» و دیگری «دریای کاسپی».
مردمی که در شرق، جنوب و جنوب‌شرقی این دریا زندگی می‌کردند، نام این دریا را خواه ناخواه دریای هیرگان یا همان گرگان می‌نامیدند و آنهایی که در غرب این دریا زندگی می‌کردند، از زمان باستان این دریا را دریای کاسپی می‌نامیدند.
جغرافیدان‌های بزرگ اروپایی که در مورد این دریا تحقیقاتی کرده‌اند ازجمله «استرابون» در نوشته‌های خود از هر دو اسم «هیرکان» و «کاسپی» استفاده کرده و هر دو را به‌عنوان نام‌های این دریا قید می‌کنند.

به مرور زمان از آنجا که اقوام شرقی بیشتر کوچنده بودند یا اینکه از سوی کوچندگان مضمحل شدند، نام «هیرکانی» نسبت به نام «کاسپی» در درجه دوم اهمیت قرار گرفت.در نتیجه نامی که قوم غربی این دریا به کار می‌بردند، ماندنی شد؛ چرا؟
چون در غرب این دریاها تمدن‌ها بوده و در شرق این دریا نیز بیشتر اقوام کوچنده و بیابان‌ها قرار داشتند. از این رو وجود اقوام کوچنده در شرق سبب شد نام شرقی به مرور زمان مضمحل شود. اما اینکه امروز ما نام این دریا را از نام یک قوم که اصلا در این ناحیه وجود نداشتند، بدانیم، درست نیست. قوم «خزرها» در قرن شش میلادی یعنی ١۴٠٠ سال قبل به نزدیکی دریای خزر کوچ کردند. آنها ۴٠٠ سال بعد یعنی در قرن دهم میلادی به علت جنگ‌های پی در پی مضمحل شدند و دیگر در تاریخ نامی از آنها برده نشد؛ حتی یک واژه از زبان آنها هم تقریبا باقی نمانده است.

اجداد خزرها چه کسانی بودند؟ باقی‌مانده آنها کجا هستند؟
خزرها از وابستگان قوم «هون» بودند که از چین به این نواحی کوچ کردند و در ادامه به اروپا نیز حمله کردند. خزرها شاخه‌ای از قوم هون بودند. این شاخه در قرن شش میلادی به این ناحیه وارد شد، اما در کنار دریا حضور نداشت. محل استقرار و زندگی آنها ناحیه وسطی رود ولگا بود.

پیشینه استفاده از نام خزر به‌عنوان نام این دریا از چه زمانی است؟
وقتی اعراب به شرق حمله کرده و به مرور به سمت قفقاز پیش آمدند، زمانی بود که خزرها بسیار قوی بودند. آنها اقوامی جنگجو و بی‌رحم بودند، از این رو از راه رود «کر» به عرب‌ها هجوم می‌برند. اما عرب‌ها از آنجا که اطلاعی در مورد جغرافیای این منطقه نداشتند، گمان کردند مهاجمان از دریا آمده‌اند، از این رو نام این دریا را دریای خزر نامیدند. این در حالی است که ما اصلا در متون یونانی نامی از خزر نمی‌بینیم. حتی در متون اولیه اسلامی، چه عربی و چه فارسی هم هیچ اسمی از خزر نمی‌بینیم. خوارزمی در قرن سوم اشاره‌ای به «خزر» ندارد. قبل از او «ابن فضلان» نیز اشاره‌ای به نام خزر ندارد. تا قرن چهارم هجری هیچ متنی نمی‌یابیم که کسی براساس آن اینجا را خزر نامیده باشد. در قرن چهارم هجری، نویسنده بی‌نام و نشان کتاب «حدودالعالم» در کنار نام «دریای جرجان» و «دریای طبرستان» به‌ «دریای خزر» هم اشاره می‌کند.


در سال‌های اخیر هم این دریا را در کتاب‌های درسی به‌عنوان دریای طبرستان می‌نوشتند.

بله. در سال ١٣١۶ عده‌ای برای خوشامد رضاشاه گفتند اسم این دریا را دریای مازندران یا طبرستان بگذارند. در حالی که آن مازندران تاریخی اصلا اینجا نبود. آن مازندران واقعی نزدیک هند است و امروز هم دیگر وجود ندارد.

در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی هم دستور دادند اسم این دریا، خزر و کاسپین باشد.

بله. گفتند در مکاتبات خارجی دریای کاسپین نوشته شود و در متون داخلی دریای خزر.

چرا؟ این به چه دلیلی صورت گرفت و براساس چه منطقی؟ شما پیگیری نکردید؟
خیر.

شما می‌دانید علت هجوم خزر‌ها به قفقاز چه بود؟
عامل اصلی آن امپراتوری روم شرقی یا همان بیزانس بود. ببینید امپراتوری روم شرقی همواره تمایل داشت با چین رابطه مستقیم داشته باشد و کنترل جاده ابریشم را در اختیار خود بگیرد. ایران در این وسط قرار داشت و از سویی با آن اقوام کوچنده می‌جنگید و از سوی دیگر با روم. مثلا در زمان پارت‌ها پایتخت ایران در مهرداد کرت در آسیای مرکزی و نزدیک عشق‌آباد امروزی بود.

چرا؟
چون هنوز روم به مرزهای غربی ایران فشار نمی‌آورد و جنگ اصلی با اقوام کوچ‌نشین وحشی بود. سپس دولت کوشانی هند تاسیس می‌شود و بنای مزاحمت برای ایران را فراهم می‌کند. برای جنگ با کوشانی‌ها باید پایتخت را تغییر می‌دادند. در نتیجه صد دروازه یا همان دامغان که نزدیک هند بود، به‌عنوان پایتخت در نظر گرفته می‌شود. بعد از این دوره رومی‌ها قدرتمند شده و راه شرق را در پیش گرفتند. سوریه و آسیای صغیر را اشغال کرده و به سمت بین‌النهرین می‌آیند، در نتیجه پایتخت اشکانیان به تیسفون در نزدیک مرز روم نقل‌مکان می‌کند.

چرا؟ علت این کار چه بود؟
چرا وقتی ما تاریخ می‌خوانیم، پرسش نمی‌کنیم. پس از اشکانیان وقتی ساسانیان آمدند هم پایتخت خود را تغییر ندادند، در حالی که بنیان‌گزاران ساسانیان متعلق به فارس بودند. چرا تیسفون همچنان پایتخت ماند؟

عقل سیاسی؟
بله. عقل سیاسی بود. عقل اقتصادی بود؛ حفظ منافع اولویت داشت بر همه چیز.

در مورد این مساله نام‌گذاری دریای شمال تاکنون با هیچ‌یک از ارگان‌های دولتی مکاتبه‌ای کرده‌اید؟
خیر.

پس از کجا شروع به نوشتن این کتاب کردید؟
اجرا به این قرار بود که در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی وقتی آقای علی‌یف رئیس‌جمهور سابق جمهوری آذربایجان به ایران آمده بود، مساله‌ای در رابطه با نام این دریا پیش آمد. ایشان گفته بود دریایی به اسم دریای مازندران نمی‌شناسد. به همین دلیل آقای خاتمی از آقای بجنوردی که در آن زمان رئیس کتابخانه ملی بود درخواست می‌کند در این مورد تحقیقی شود. ایشان هم از من می‌خواهد در این زمینه تحقیقی انجام دهم. من در آن زمان نوشته‌ای دو صفحه‌ای تنظیم کرده و تحویل‌شان دادم. اما این مساله آغازی شد برای اینکه به تدریج به مطالعات خود در زمینه نام این دریا اضافه کنم. از این‌رو نوشته‌ام را تکمیل کرده و به این صورت ارائه کردم.

شما محتمل‌ترین نام امروز برای این دریا را دریای کاسپین می‌دانید. با این حساب باقیمانده قوم کاس در کجا هستند؟
ما در شمال هنوز هم از این اسامی استفاده می‌کنیم. مثل «کاس آقا»، «کاس گل» و... کاس‌ها در همین ناحیه جنوب و جنوب غرب دریا زندگی می‌کردند. تا آنجا که ما می‌دانیم بیش از هزاران سال کاس‌ها در این منطقه زندگی می‌کردند و سپس به چند شاخه تقسیم شدند. عده‌ای به طرف ایلام و لرستان رفتند. دسته‌ای هم به سمت فلات مرکزی ایران رفتند.
وجه تسمیه نام شهر کاشان هم می‌تواند از آنها گرفته شده باشد. چرا که اگر بگوییم «کاسان» دقیقا جمع کاس‌ها خواهد بود. دسته‌ای هم به سمت شرق دریا رفتند. البته در این مورد نمی‌توان به دقت حرف زد. اما محل تجمع آنها گیلان و بالاتر از آن در حدود آران بود. مفرد اسم آنها کاس بود و بنا بر نظریه «بارتلد» جمع آن «کاسپ» است.

منبع: روزنامه فرهیختگان- سایت مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی

/ 1 نظر / 30 بازدید
نادیا

عالی بود